طلاق عاطفی چیست؟

طلاق عاطفی چیست؟

طلاق عاطفی نوعی از جدایی است که در آن زن و شوهر اگر چه باهم زیر یک سقف زندگی می کنند، اما هیچ مهر و عاطفه ای بین آن ها نبوده و اعتمادی به یکدیگر ندارند.

در واقع طلاق عاطفی می تواند طیف وسیعی از قهرهای ساده تا بگو مگوهای جدی و درگیری های فیزیکی و خشونت را در بر بگیرد. این نوع طلاق که با مفهوم دلزدگی زناشویی نیز هم پوشانی دارد، صفتی است که در آن احساسات منفی، خشم، نا امیدی، رنجش، تنفر و دشمنی جایگزین احساسات مثبت عشق و علاقه متقابل در روابط زوجین می گردد.

به بیانی دیگر طلاق عاطفی به معنای جدایی عاطفی و علاقه میان زوجین است. یعنی زوجین در این حالت هیچ تبادل عاطفی با یکدیگر ندارند و ابراز علاقه ای هم به یکدیگر نمی کنند. در این حالت ارتباط میان زوجین از لحاظ روحی، جسمی، روانی و حتی از نظر کلامی با یکدیگر قطع شده و زندگی آن ها رو به سردی می رود. طلاق عاطفی در حقیقت به این معنی است که زوجین زیر یک سقف زندگی می کنند اما در عمل مانند: زوجین طلاق گرفته از هم جدا هستند.

جالب اتس بدانید که حتی در این شرایط نمی توان آن ها را حتی هم خانه دانست. چرا که افراد هم خانه در خانه با یکدیگر ارتباط کلامی دارند، اما زوجین در این حالت، حتی از ارتباط کلامی با یکدیگر گریزان اند.

نشانه های طلاق عاطفی چیست؟

  • زوجین به جای آن که از دیدن یکدیگر و در کنارهم بودن احساس آرامش کنند، به محض دیدن یکدیگر احساس بدی داشته و تمایلی به دیدین یکدیگر ندارند.
  • زوجین هرکجا که می روند و پیش هرکسی که می نشینند، بدگویی همسر خود را می کنند.
  • جلوی دیگران به یکدیگر متلک میاندازن و با کنایه با یکدیگر صحبت می کنند.
  • تمایلی به با هم دیده شدن ندارند.
  • حتی حاضر نیستند با یکدیگر در مسیر کوتاهی همراه باشند.
  • کم شدن شور و هیجان در زندگی
  • سرزنش یکدیگر
  • به رخ کشیدن اشتباهات یکدیگر
  • بزرگ کردن مسائل کوچک
  • عدم وقت گذاشتن برای یکدیگر
  • عدم اعتماد به یکدیگر در حل مشکلات
  • افزایش مسافرت های مجردی به جای سفرهای خانوادگی
  • عدم رسیدگی به امور منزل و رسیدگی به نظافت، آشپزی و …
  • کم شدن میزان نوازش کلامی، جسمی و روابط جنسی

طلاق عاطفی 2

چنانچه هر یک از علائم فوق را در رابطه خود مشاهده نمودید، می توانید با روانشناس آنلاین مدافون، مشاوره روانشناسی آنلاین و یا مشاوره روانشناسی تلفنی داشته باشید.

علل و عوامل به وجود آمدن طلاق عاطفی

  • طلاق عاطفی معمولا از شکایت و گله گذاری زوج ها نسبت به هم شروع می شود.
  • انتظاراتی که به زبان آورده می شود، ولی تحقق نمییابد.
  • در واقع طرفین این رابطه ها به نیاز و خواسته های یکدیگر اهمیتی نمی دهند.
  • طوری که انگار زن و شوهر یکدیگر را می بینند، اما صدای هم را نمی شنوند و تنها به وجود یکدیگر عادت کرده اند. مانند: کتابی که بارها خوانده اند و از خواندن آن لذتی نمی برند.

*این مرحله آغاز شروع طلاق عاطفیست.

در مرحله بعد نزاع و دعوا میان دو طرف رخ می دهد و انتظاراتی که قبلا به آرامی مطرح می شد، حالا با فریاد و داد و بیداد بیان می شوهدو آرامی و عشق اوایل رابطه جای خود را به خشم می دهند.

فردی که دچار طلاق عاطفی شده است به خود و سلامت فردی و اجتماعی خود بی توجه می شود و حتی به سلامت دیگر افراد خانواده نیز اهمیت کمتری می دهد.

وظایفش را به درستی انجام نمی دهد و مسئولیت های خودش را در مقابل دیگر افراد خانواده به سردی و بی هیچ میل و رقبتی انجام می دهد. روابطی که با گذشت زمان و گذر از این پروسه منجر به متفاوت شدن خواسته ها ، نگرش ها و نیازهای زن و مرد و به دنبال آن دور شدن آن ها از یکدیگر می شود.

در چنین شرایطی تنها وجود انگیزه ای خاص می تواند دو نفر را به زندگی در کنار یکدیگر وا دارد که معمولا این انگیزه وجود فرزندان و یا مسائل خاص فرهنگی و اجتماعی است. مسائلی که منجر به تحمل زندگی و ادامه آن می شود در حالی که این گونه زندگی هر لحظه آماده رخ داد جدیدی خواهد بود.

سن مناسب ازدواج چه زمانیست؟

راهکارهای درمانی طلاق عاطفی

یکی از موضوعات مهمی که در روند درمان طلاق عاطفی باید به آن توجه کرد، بحث تفاوت زن و مرد و آموزش این تفاوت ها به زوجین است.

دو طرف باید ویژگی های یکدیگر را بشناسند و بدانند که زن و مرد با یکدیگر متفاوت اند و شاید ویژگی که آن ها را تحقیر می کنند، جز ذاتی وجود زن یا مرد باشد.

یکی دیگر از راهکارها، بحث مدیریت و کنترل خشم و بحث یادگیری کنترل اضطراب هست.

راهکار دیگر این است که مرد باید تامین کننده نیاز مهر زن و زن باید تامین کننده نیاز قدرت مرد باشد. یعنی مرد باید به زن مهر و محبت داشته باشد و حس ارزش به او بدهد و زن نیز باید به حرف های مرد گوش بده و حس قدرت به او اعطا نماید.

گام اول در درمان طلاق عاطفی خوب گوش کردن است. افرادی که دچار طلاق عاطفی شده اند، ممکن است به صحبت های هم گوش بدهند، ولی صحبت های یکدیگر را نمیشنوند. به این معنی که فقط صدا طرفین شنیده میشه و به معنای حرف های او دقتی نمی شود. این امر موجب می گردد بسیاری از سوء تفاهم ها بیشتر شده و روابط دچار مشکل گردد..

از طرفی زوجین باید نحوه گفتگو صحیح با هم را یاد بگیرند و بتوانند با یکدیگر گفتگو کرده و مشکلات را با حرف زدن حل کنند.

باید به زوجین آموزش داده بشود که طرف مقابل نیز حق و حقوقی دارد. متاسفانه سیستم آموزشی ما تنها فرد را با حق و حقوق خود آشنا می کنند و به شخص آموزش نمی دهد که طرف مقابل نیز حق و حقوقی دارد. از این رو باید حواسشان به خواسته ها و حق و حقوق های یکدیگر باشد. درست مانند: دوران نامزدی که هریک از زوجین تلاش دارد خواسته های دیگری را برطرف کند و همین امر باعث می شود، این دوران، به دوران شیرین زندگی تبدیل شود.

منبع: سحر بهروزیان روانشناس 

تاریخ نگارش:

شما اینجا هستید:

به این مطلب چه امتیازی می دهید؟

متوسط امتیاز: 4.6 / 5. تعداد امتیازدهندگان: 1020

هنوز کسی امتیازی ثبت نکرده است

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.